تبليغاتX
مرکز اسلامی توحید کارلسروحه

مرکز اسلامی توحید کارلسروحه
Tohid Islamic Center in Karlsruhe

با سلام به همه دوستان همیشه همراه

حتما تاکنون نام حدیث عنوان بصری به گوش شما هم خورده است. حدیث بسیار شریف و عظیمی است. قصد داریم قسمتی از ان را در این بخش برای شروع و مطالعه قرار دهیم. التماس دعا

عنوان بصرى و امام صادق(ع)

علاّمه مجلسى در بحارالأنوار مى‏گويد: اين عبارت را به خط شيخ خود، شيخ بهايى ديده ‏ام:
 شيخ شمس‏ الدين محمد بن مكى گفته است: از دستنوشته شيخ احمد فراهانى، از عنوان بصرى ـ كه پيرمردى 94 ساله بودـ نقل مى‏كنم كه گفت:
سالها نزد مالك بن انس رفت و آمد داشتم. چون جعفر بن محمد به مدينه آمد، شروع به رفت و آمد نزد وى كردم و دوست مى‏داشتم همچنان كه از مالك كسب دانش مى‏كردم، از وى نيز دانشى بياموزم.

او روزى به من گفت: من از طرف حكومت تحت نظر هستم؛ در عين حال، در همه ساعات شب و روز اذكارى دارم؛ پس مرا از اذكار و اوراد خود باز مدار و دانش خود را چون گذشته از مالك بگير و با وى رفت و آمد نما.
 من از اين واقعه غمگين شدم، و در حالى كه از نزد وى بيرون مى‏آمدم با خود مى‏گفتم: اگر در من خيرى ديده بود، از رفت و آمد با خود منعم نمى‏ كرد.فرداى آن روز به حرم پيامبر رفته، دو ركعت نماز گزاردم و پس از نمازْ دست به دعا برداشتم و گفتم: خدايا، خداوندا! از تو مى‏خواهم كه قلب جعفر را با من مهربان كنى، و     ...  بعد از نماز عصر بود ـ لباس پوشيده، به قصد ديدار جعفر بيرون رفتم و             ...

ولى نكشيد كه خادم بيرون آمد و گفت: به بركت خدا، داخل شو. من وارد شده، سلام كردم. او جواب سلام مرا داده، فرمود: «بنشين؛ خدا تو را رحمت كند.» نشستم، و او مدتى سر به زير انداخت، سپس سر برداشت و فرمود: «كنيه‏ ات چيست؟» گفتم: ابوعبداللّه. فرمود: «اى ابو عبداللّه، خداوند تو را بر كنيه‏ ات ثابت كند و تو را توفيق دهد! چه مى‏خواهى؟» در دل گفتم: اگر در اين سلام و زيارت مرا جز اين دعا بهره ‏اى نباشد، برايم بسيار است.          ...
گفتم: اى شريف، فرمود: «بگو: اى ابا عبداللّه.» گفتم: اى ابا عبداللّه، حقيقت عبوديت چيست؟ فرمود: «سه چيز است: اينكه بنده خدا در آنچه خداوند به او ارزانى داشته، احساس مالكيت نداشته باشد؛ زيرا بندگان ملكيتى ندارند و مال را از آنِ خدا مى‏دانند و آن را در جايى كه او فرموده است، به مصرف مى‏رسانند. ديگر اينكه براى خود تدبير نكند و همهء كارهايش در محدوده امر و نهى خداوند باشد.

پس وقتى عبد در آنچه خداوند به وى ارزانى داشته، احساس مالكيت نداشت، انفاق كردن، در آنچه خداوند امر به انفاق آن كرده است، بر او آسان مى‏شود. و چون تدبير و برنامه‏ ريزى را به خداوند مدبر واگذاشت، بلاها و مصيبتهاى دنيا بر وى آسان مى‏شود. و چون تمام وقت و همه كارهايش را در محدوده اوامر و نواهى خداوند قرار داد، ديگر فراغتى براى جدال و مباهات بر مردم نخواهد داشت.

هنگامى كه خداوند بنده خود را به اين سه خصلت كرامت داد، امر دنيا و شيطان و مردم دنيا بر وى آسان مى‏گردد و ديگر در پى زياده‏خواهى و فخرفروشى در طلب دنيا برنمى‏آيد و چشمش به دنبال مال مردم نخواهد بود و روزگار را به بطالت نخواهد گذراند، كه اين اولين درجه تقواست.

برای مطالعه کامل قسمت اول به ادامه مراجعه فرمایید


موضوعات مرتبط: حدیث
ادامه مطلب
[ جمعه 12 اسفند1390 ] [ 0:37 ] [ مسلمان ]

فرازهایی از وصیتنامه شهید 12 ساله، شهید رضا پناهی

نه یکبار، بلکه چندبار باید این وصیتنامه را بخوانیم و یا به صدایش گوش دهیم تا بفهمیم که چطور جبهه برای بعضیها دانشگاهی بود که حتی بدون گذراندن تحصیلات مقدماتی، از آن فارغ التحصیل شدند و مدرک خود را از اباعبد ا..(ع) گرفتند.

صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پرگشودن، پرستو شدن

سال 1349 بود که در کرج بدنیا آمد. در خانواده ای مذهبی؛ اما بیشتر از 12 سال نتوانست سنگینی تن کوچکش را بر روح بزرگش تحمل کند و به اصرار، پدر و مادر خود را راضی کرد تا سرانجام در دوازدهمین سال زندگیش ابدی شود. وصیتنامه اش را قبل از اعزام مخفیانه در نواری ضبط کرد و در گوشه ای پنهان؛ که بعد از شهادتش بدست خانواده اش رسید.

بسم الله الرحمن الرحیم

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتُهُ وَ مَن عَشَقتُهُ قَتَلتُهُ وَ مَن قَتَلتُهُ فَعَلی دِیَتُه وَ مَن عَلی دِیَتُه وَ اَنَا دِیَتُه

هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسیکه مرا یافت می شناسد مرا، و کسیکه من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسیکه عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسیکه من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسیکه من او را بکشم، خونبهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.

هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیامها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملتهای زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند. من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.

پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله .....

به نقل از شهدای گمنام

[ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ 9:22 ] [ مسلمان ]

علم رياضي از نگاه علامه حسن زاده
مگر مي شود ما دين را از رياضيات جدا بدانيم ؟ حديث شريفي است در کافي که امام صادق به يکي از اصحاب فرمودند: که  فلاني اشياء همه به هندسه آفريده شده اند. فرمود هندسه يعني چه؟ امام فرمودند: يعني مقدار واندازه . عالم همه به اندازه است تمام کلمات تمام ذرات هرچه هست همه به قدر و به اندازه آفريده شده است.

و مرحوم علامه شعراني در مورد ميرزا حبيب الله ذوالفنون مي فرمودند: سوالات رياضي از گوشه و کنار و اطراف و اکناف فرستاده مي شد و ايشان جواب مي داد. در مخروطات در هندسه هاي فضايي و مسائل بسيار مشکل. در حوزه ها اين طور نيست که رياضيات نباشد البته نه به آن صورت که در متقدمين بوده اما به کلي منقطع نشده و اميدواريم ان شاءالله دوباره نضج بگيرد و پيش برود. خدای سبحان در چند جاي قرآن کريم خود را به علم شريف حساب متصف فرموده است مانند «انّ الله سريع الحساب » آري صنع احسن عالم کياني و نظم اتم نظام ربّاني بر اساس استوار حساب و اندازه است. تار و پود فعل حق تعالي شأنه حساب و اندازه است که در متن خلقت عالم و آدم پياده شده است و خلاصه اينکه مبناي کلمات کتاب تکويني و تدويني نظام هستي مبتني بر اساس استوار رياضيات است . علم به قوانين حسابي و قواعد مسايل عددي در تقويت نفس انساني از اعاظم وسائل است .به خصوص علم هندسه که در تعديل و تقويم ذهن و فکر و قلم و بيان تأثيري به سزا دارد. 

حکما وفلاسفه بزرگ گفته اند: براي رسيدن به معرفت حقايق اشياء فکر را بايد به علوم رياضي ورزش داد آري علوم رياضي براي حکيم مثابت مسطره براي خطاط است. همچنان که مسطره؛ مشّاق را از کجي و بي نظمي در کتابت حروف و انحراف سطور حافظ است؛ علوم رياضي نيز فکر را از خطا و اعوجاج و انحراف باز مي دارند و به آن استقامت و اعتدال مي دهند.

انسانهاي ورزيده در علوم رياضي؛ صاحب رأي صائب و نظري ثاقب و کم گوي وگزيده گوي و ديرگوي و نکوگوي مي شوند مثلاً عبارات خواجه طوسي به فارسي و عربي ؛ چنان سخت بنياد و استوار است که گويي به جاي مرکّب ؛ سرب مذاب به کار برده است.

محصلين علوم ديني نيز احتياج مبرم به تحصيل رياضيات از هندسه و حساب وهيأت دارند. اکثر کارهاي بشر ديروزي و امروزي مبتني بر رياضيات است. اين علوم رياضي است که اساس نظام اجتماع بشري است.

منبع : کتاب گفتگو با علامه صفحات ۳۳و۱۷۴-۱۷۶

[ دوشنبه 28 فروردین1391 ] [ 10:56 ] [ مسلمان ]

به گزارش خبرنگار برنا،حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در سلسله جلسات درسهایی از قرآن با عنوان «انفاق و كمک به دیگران»گفت:«بنده طلبه جوانی بودم، یک تاجری افطاری دعوتمان كرد، خوب ما هم طلبه‌ نویی بودیم و رفتیم افطاری خوردیم، بعد دیدم جزء جزء قرآن آوردن و گفتند: قرآن بخوانید. گفتیم كه مگر قرار بود قرآن بخوانیم؟ ما افطاری آمده بودیم. گفت: نه! باید برای مرحوم فلانی یک سوره هم بخوانی، گفتم: من قرآن نمی‌خوانم. گفت: دعوتت كرده‌ایم. گفتم: باید به من بگویی كه برای قرآن خواندن می‌آیی، قرآن خواندن افتخار است، اما شما اینكه افطاری می‌دهی و به قرآن می نشینی، این اسارت و من قبول نمی‌كنم. گذاشتم كنار. گفت: مدیونی! گفتم: مدیون هستم؟ بیا بخور! یک سور داده‌ای، یک سورت می‌دهم. وقتی من را برای افطاری دعوت می‌كنی.
 
حدیث داریم: «اخْدُمْ‏ أَخَاكَ» خیلی حدیث قشنگ است.‏ خیلی حدیث قشنگ است. «اخْدُمْ‏» یعنی خدمت كن، «اخْدُمْ‏ أَخَاكَ» به برادر دینی‌ات خدمت كن. كفش‌هایش را جفت كن، در بارش كمكش كن، مسافر است می‌توانی برسانی، برسانش. اما «فَإِنِ اسْتَخْدَمَكَ» «فَإِنِ» یعنی اگر «اسْتَخْدَمَكَ» اگر تو را استخدام كرد، گفت بیا این كار را برای من بكن، «فَلا» نه! نه! نه! نه! دیگر قبول نكن.

من كفش‌هایت را جفت می‌كنم. اما اگر شما گفتی كفش‌هایت را جفت كن، جفت نمی‌كنم. من دست شما را می بوسم، اما اگر شما گفتی... عزتت را نشكن. دست آقا را می‌بوسیم، اما اگر آقا گفت دست من را ببوس، نمی‌بوسیم.

امام رضا(ع) مهماندار شد. چراغی كه در اتاق بود، فتیله‌ی چراغ نامیزان شد، مهمان دستش را دراز كرد فتیله را درست كند، امام رضا(ع) فرمود دست‌تان را بكشید، خودم درست كنم. گفت: آقا مگر كاری است؟ گفت: نامرد است كسی كه از مهمانش كار بكشد. این علامت نامردی است. كه آدم یك كسی را مهمان كند، بعد بگوید، این كار را بكن و این كار را نكن.

گفت: آقا كاری نیست. گفت: همین مقداری كه شما نشسته دستت را دراز می‌كنی، این علامت نامردی است. مهمان، مهمان است. خودش می‌خواهد كار بكند، طوری نیست. اما شما اذیتش نكن.»

[ چهارشنبه 9 فروردین1391 ] [ 11:31 ] [ مسلمان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
موضوعات وب
امکانات وب
نمایش اوقات شرعی پرتال متقین